فکر به اینکه شبیه توست مجذوبم می کند..
بی قرارم می کند مثل تمام روزهایی که نبودی؛ حتی سخت تر..
می خندد و فکر می کنم تو هم که می خندیدی این شکلی می شدی؟؟
کنار چشمانت همین طور چروک می افتاد؟..
چقدر حرف های ناگفته و چقدر ..
امیدم به همان چرخش هاست!
که می داند وقتی دستم را آن طور می چرخاندی من به چه حال بودم و تو به چه حال..
آخر من این همه نیستم که تو . . . ..
او نمی داند.
تو ولی می دانی؛
این همه ی همه ی آرزوی من است..
من هر جا که باشم فقط صدای خنده هایتان را بشنوم. همین.
آری.. . هر روز که می گذرد به دیدارت مشتاق ترم پدر. ..
سه شنبه ۲۵ فروردین ۸۸
اين روزا بم چی می گذره؟؟
ياد آدما می افتم، آدمای به شدت بی ربط
يهو پيداشون می شه
هرجا كه باشن
برمی گردن
اين روزا ناخواسته كمك می كنم
ناخواسته محبت می كنم
ناخواسته خودمو می سپرم دستشو
خواهان اين ناخواسته ها می شم
اين روزا عاشق درآغوش كشيدنم
عاشق بوسيدن
عاشق دلتنگی های گاه و بی گاه
عاشق بی بهونه داشتن يه عالمه حس ناب
دنيای محدود من خودش پر از شاخ و برگه
همشو چيدم
به اميد ترك
به سبك يه فرار
اما انگار يادم رفته بود
زمستون كه شد و چيدی سر شاخ وبرگو
بهار كه بشه زندگيت تو سبزی و تازگی غرق می شه!
ديروزم از اون روزای ناشناخته بود
حتی برای خودم!
ظهر كه ظهريش تموم شد و بعدش از راه رسيد،
ديدم
موندن ديگه كار من نيس،هان؟
اختيارمو داده بودم دست بی حالی ها و سردرد پر از حرفم
خوابم برد
از همونا كه گلنار می گه بعدش وقتی پا می شی،
باورت نمی شه اين همه خوابيدی
و باورت نمی شه
حالا با اين همه خواب پس اين سردرد.....
گلناز
بعد
فائزه
بعد
گلنار
بعد
سارا
بعد
.......
اما تنها صدای آشنای آقای غياثيه كه منو می بره تا روزای زنده!
فائزه
چه خوب بلاگ ها رو به يادم اورد
چه خوب سر دلتنگی رو باز كرد
چه خوب....
آره
بهمن بهترين ماهه
بهترين ماه
آره من همش دچارم
تو لحظه لحظه های بهمن من دچارم
و يه بنده خدايی می گه،
"دچار يعنی عاشق...."
نه فقط به ياد دستای گره شده موقع خوندن سرود مليا!
نه فقط به ياد دل آشوبيای شبای هرساله ی كارگاه علوم
نه فقط به خاطر...
دبستان می آد به يادم
كلاسای تعطيل بعد ساعت نماز
نمازخونه...
يه عالمه بچه
يه عالمه روزنامه ديواری
يه عالمه انرژی
يه عالمه شور
دبستان به يادم می آد...
از دم در اصلی
راهروی ساخته شده از بچه ها دو طرفش
تا در اتاق امام
يه راهروی صدادار!
صداهای انقلابی
سرودهای انقلابی
اتاق امام...
پشتی امام
عينك امام
محفل....
دبستان رفاه....
جدايی بعد قبولی تو تيزهوشان!!!!
فرزانگان
س م پ ا د
جدايی از دنيای خاص دبستان رفاه
از دوستای ...
ديگه نمی خوام بگم
نگفتنشونو بيشتر دوست دارم
چقدر دل تنگم
دل تنگ دنياهای گذشته
دل تنگ راحله
و بهمن
هر سال يه راحله داره
يه راحله + 1
يه راحله كه بهمن امسال ديگه مطمئن می شه خيلی جدی عدد دهگان سنش 2 شده!
21 سال
تمام
بهمن امسالم بهمنه
اما به همون قشنگی پارسال
به همون مباركی
محرم....
برمی گردم
تا خودم
اين ظواهرو بايد كند و ريخت دور
من اين دل سپرده ی دست او رو دوست دارم
من دل آزادمو دوست دارم
اگه افكارم يه كم آروم بگيرن!!!
يكشنبه 15 بهمن 85